ادبیات سنگین آیت الله بهجت (ره)
66 بازدید
تاریخ ارائه : 8/24/2014 10:07:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

مرحوم آیت الله بهجت (ره)، یک اصل را همیشه تکرار می‌نمود که به واضحات عمل کنید تا بقیه‌ی راه برایتان روشن شود. این سخن، کاملاً منهاجی است و بنای منهاج فردوسیان نیز بر همین مدار است که باید به واضحات و مسلمات شریعت غرای اسلام و تشیع ناب اثنی‌عشری عمل کرد تا درهای ملکوت و خوشبختی دنیا و آخرت به روی دل و جانمان باز شود.
ولی نکته‌ای که به نظر می‌رسد نگذاشت تا پیام مرحوم بهجت (ره) به مشتاقان برسد، جدا از عوامل دیگر، سنگینی ادبیات ایشان بود. آن مرحوم، قلمی بسیار مغلق و سنگین داشت و در کمال ایجاز و اختصار می‌نوشت و به وفور از لغات عربی و اصطلاحات فقهی و روایی استفاده می‌کرد. همین بود که خیلی از کسانی که علاقه‌مند به ایشان و راهشان بودند را از بهره‌مندی از آثار قلمی‌شان محروم و دلزده می‌ساخت.
نمونه‌ای از این دستورالعمل‌ها را در زیر بخوانید:


بسمه تعالی

الحمدلله وحده و الصلاة علی سید الانبیاء محمد و آله سادة الأوصیاء الطاهرین و اللعن الدائم علی اعدائهم من الأولین و الآخرین.و بعد، مخفی نیست بر اولی الألباب که اساسنامه حرکت در مخلوقات، شناختن محرّک است که حرکت، احتیاج به او دارد، و شناختن ما منه الحرکه و ما إلیه الحرکه و ما له الحرکه، یعنی بدایت و نهایت و غرض، که آن به آن، ممکنات، متحرک به سوی مقصد می باشند.فرق بین عالم و جاهل، معرفت علاج حوادث و عدم معرفت است؛ و تفاوت منازل آنها در عاقبت، به تفاوت مراتب علم آنها است در ابتدا.پس، اگر محرک را شناختیم و از نظم متحرکات، حسن تدبیر و حکمت محرّک را دانستیم، تمام توجه ما به اراده تکوینیه و تشریعیه اوست، خوشا به حال شناسنده، اگر چه بالاترین شهید باشد؛ و وای به حال ناشناس، اگر چه فرعون زمان باشد.
در عواقب این حرکات، جاهل می گوید: «ای کاش خلق نمی شدم»، عالم می گوید: «کاش ۷۰ مرتبه، حرکت به مقصد نمایم و باز بر گردم و حرکت نمایم و شهید حق بشوم».
مبادا از زندگی خودمان، پشیمان شده بر گردیم؛ صریحاً می گویم: ـ مثلاًـ اگر نصف عمر هر شخصی در یاد منعم حقیقی است و نصف دیگر در غفلت، نصف زندگی، حیات او محسوب و نصف دیگر، ممات او محسوب است، با اختلاف موت، در اضرار به خویش و عدم نفع.
خداشناس، مطیع خدا می شود و سر و کار با او دارد؛ و آنچه می داند موافق رضای اوست، عمل می نماید؛ و در آنچه نمی داند، توقف می نماید تا بداند؛ و آن به آن، استعلام می نماید و عمل می نماید، یا توقف می نماید؛ عملش، از روی دلیل؛ و توقفش، از روی عدم دلیل.
آیا ممکن است بدون این که با سلاح اطاعت خدای قادر باشیم، قافله ما به سلامت از این رهگذر پر خطر، به مقصد برسد؟ آیا ممکن است وجود ما از خالق باشد و قوت ما از غیر او باشد؟ پس قوت نافعه باقیه نیست، مگر برای خداییان، و ضعفی نیست مگر برای غیر آنها.
حال اگر در این مرحله، صاحب یقین شدیم، باید برای عملی نمودن این صفات و احوال، بدانیم که این حرکت محققه از اول تا به آخر، مخالفت با محرّک دواعی باطله است، که اگر اعتنا به آنها نکنیم، کافی است در سعادت اتصال به رضای مبدأ اعلی:«أفضل زاد الراحل إلیک عزم إرادة».والحمدلله اولاً و آخراً، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.


مشهد مقدس

چهارشنبه مرداد ماه هـ.ش.

مطابق با ربیع الاول ۱۴۱۷ ه. ق.